تبلیغات
امام رضا

امام رضا
اللهم عجل لولیک الفرج

إِنّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبیناً
یكى از بزرگ ترین فتوحات اسلام و دین توحید، «فتح مكّه» بود كه بر حسب نقل كتاب «مسارالشیعة» و «توضیح المقاصد» و كتب معتبر دیگر، در بیستم ماه مبارك رمضانِ سالِ هشتم هجرت اتّفاق افتاد.
تا هشتم هجرت فتوحات و پیروزى هاى فراوانى نصیب اسلام شده بود؛ امّا شهر مكّه، این مركز شبه جزیره عربستان و جایگاه مسجدالحرام و كعبه معظّمه و قبله گاه اسلام و مسلمین، همچنان در تصرّف بت پرستان و مشركان باقى مانده، و بت پرستى، فساد و انحطاط اخلاقى، استثمار و استعباد انسان ها در آنجا رایج بود.
گروهى از مردم مكّه كه نداى اسلام را شنیده بودند، آرزومند استقرار حكومت اسلامى و دگرگون شدن آن اوضاع پلید و ناسالم بودند.
بانگ روح بخش توحید، و نداى دلنواز «لا اله الا الله» دل هاى آنان را تكان داده، و موقعیّت بت ها در قلوبشان سست شده، و اوضاع و احوال گذشته، و رژیم جاهلیّت در نگاه آنان محكوم گردید. و دیگر زور سرنیزه نمى توانست آن وضع را استوار نگاه دارد، و از نفوذ دین خدا در دل این آرزومندان جلوگیرى كند.
روز به روز اشتیاق پذیرش اسلام بیش تر مى شد و همه جا سخن از اسلام و محمّد صلّى الله علیه وآله وسلّم بود.

از این رو، امثال ابوسفیان در میان چنین مردمى جایگاهى نداشتند و دل باختگان نداى اسلام حاضر به شنیدن سخنان گمراه كننده آنان نبودند.
مردم مكّه تا سال هشتم هجرت، در برابر دعوت پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم به توحید و یكتاپرستى، مخالفت و مقاومت مى كردند و از خرافات و بت ها و پیكره ها حمایت مى نمودند.
شاید لشكركشى و فتح این شهر مقدّس و نجات مسجدالحرام، و خانه كعبه و تطهیر آن از لوث اصنام و پرستش بت ها، پیش از این، با یك جنگ بزرگ و خونین و دادن تلفات و كشتار زیاد، امكان داشت؛ ولى گویا تقدیر نبود كه پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم، این شهر مقدّس را ـ كه یگانه دژ محكم مشركان، و مركز تحریكات و جنگ ها و مخالفت ها علیه اسلام بود ـ با چنان جنگ خونینى فتح نماید.
مردم این شهر، تا آن جا كه مى توانستند رسول خدا صلّى الله علیه وآله را اذیّت كردند، و مانع از پیشرفت دین خدا و آیین توحید شدند؛ و حتّى پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم و مؤمنان را در فشار اقتصادى قرار داده و ارتباط خود را با آنان قطع كرده، و به مدّت سه سال آن حضرت را به همراه خویشاوندانش در «شعب ابى طالب» محصور كردند، و عاقبت، نقشه قتل پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم را طرح كردند؛ گرچه آن حضرت به امر خدا با كمك و یارى و از خودگذشتگى و فداكارى تاریخى على علیه السّلام به مدینه طیّبه هجرت فرمود، و از اجراى طرح ننگین نامردمان و كفّار در امان ماند.
آیا نباید شهرى كه قدر پیامبر خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ را نشناخت، هر چه زودتر فتح شود؟ و مردمش به خاطر جرایم و جنایاتى كه مرتكب شدند به كیفر برسند، تا سبب تسكین آلام درونى ستم دیدگان گردد و بر آن همه زخم ها و جراحات وارده بر قلب پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ مرهمى گذارده شود؟
به نظر مردم عادّى اقتضا مى كرد یاد دورانى كه پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم از سوى آن مردم مورد آزار و اذیّت قرار مى گرفت، موجب گردد كه آن حضرت هر چه زودتر اهل مكّه را مجازات كرده و از آن ها انتقام بگیرد و شوكت و قدرت و نیروى خود را به آن ها نشان داده، و شهر و دیار و زنان و اموالشان را به عنوان غنایم جنگى میان سپاه خود تقسیم كند؛ امّا پیامبر اسلام، پیامبر رحمت بود. از كینه توزى و گرفتن انتقام منزّه و مبرّا بود؛ هرگز براى گرفتن انتقام یا مقابله به مثل لشكركشى نمى كرد.
خواستار خیر براى عموم و توفیق و سعادت و هدایت براى دشمنانش بود توبه وحشى را قبول كرد و با خوش رویى از هر یك از دشمنانش كه دین اسلام را مى پذیرفت، استقبال نمود.
براى اثبات سخن خویش و حاكم كردن عرب بر عجم یا قبیله اى بر قبیله دیگر، پیكار نمى كرد. هدف تمام اقدامات وى، از قیام و جنگ و صلح، عالم گیر نمودن نام خداوند متعال بود.
او براى آزادى انسان ها، گسترش حق و عدالت، رواج دین توحید و رساندن دعوت خدا به جهانیان بپا خاسته، و از این كه در جنگ و صلح اندیشه هاى شخصى داشته باشد، مبرّا بود؛ و به همین جهت، در فتح مكّه شتاب نداشت و منتظر امر خدا و فرصت مناسب بود.
مكّه شهرى است مقدّس؛ زیارتگاه و قبله گاه هزاران میلیون انسان در مرور قرون و اعصار بوده و خواهد بود.
قرآن مجید از این شهر، از مسجدالحرام و خانه كعبه كه به معمارى خلیل الرّحمان، جدّ پیامبر صلّى الله علیه وآله و همكارى اسماعیل ذبیح، به امر خدا ساخته شده، تجلیل كرده است. چرا كه یكى از بزرگ ترین و شكوه مند ترین شعائر اسلامى در این شهر و اطراف آن عرفات و مَشْعَرُ الحرام و مِنى باید برگزار شود.
با این اوصاف، آیا بهتر نبود كه این شهر، خودش تسلیم شود؟ و فتح این شهر، با فتح قلوب مردم آن توأم باشد؟! و آیا بهتر نبود كه براى فتح این شهر، خون هاى زیادى ریخته نشود؟!
در سال حُدَیْبیّه، بعضى از افراد كه از مقاصد پیامبر اكرم صلّى الله علیه وآله آگاه نبودند، اصرار داشتند كه با توجّه به قدرت سپاه اسلام و توانایى آن بر آزاد كردن مكّه، شهر را با توسّل به جنگ هر چند خونین فتح كنند؛ امّا پیامبر صلّى الله علیه وآله كه شكیبا، حلیم و بردبار بود، در آن سال چنین مأموریّتى از جانب خداوند نداشت. هر چند چشم پوشى از تسخیر مكّه بر مسلمانان گران بود و جاهلان و منافقان زبان به اعتراض گشودند.
پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم تا سال هشتم هجرت، كه كار اسلام در شبه جزیره بالا گرفت، صبر كرد؛ و قبایل و جماعاتى كه در بیرون مكّه بودند به آن گرویده، و اسلام را از جان و دل پذیرفتند.
شهر مكّه تنها مانده و دیگر نگاهدارى آن در ظلمت كفر و شرك و آن رژیم فاسد، براى مشركانى چون ابوسفیان دشوار بود.
خورشید عالم تاب اسلام، تمام صحرا و بیرون مكّه و شهرهاى عربستان را روشن كرده، و به نقاط دور پرتو افكن شده از وراى دیوارها و پرده هاى ضخیمى كه ابوسفیان ها به دور مكّه كشیده بودند، به داخل شهر و خانه ها و دل هاى مردم مكّه نفوذ یافته و قلوب تاریك را روشن مى ساخت.
آوازه جامعه آزاد و انسانىِ اسلام و برنامه ها و تعالیم نجات بخش آن، مردم مكّه را به قبول اسلام تشویق مى كرد و مقاومت ابوسفیان و حزب وى، نمى توانست شهر مكّه را در كفر و شرك نگاه دارد.
علاوه بر این قریش، در چنین موقعیّتى پیمان شكنى نموده، عهد خود را با رسول خدا نقض كرده و به كمك قبیله «بنى بكر» برخاسته و بر قبیله «بنى خُزاعه» كه هم پیمان با رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم بودند، شبیخون زدند و بیست نفر از بنى خزاعه كشته شدند؛ و «عَمْرو بنِ سالم خزاعى» با چهل تن از مردم خزاعه به مدینه آمد و شكایت خود را از بنى بكر، در ضمن قصیده اى به عرض رسانده، دادخواهى نمودند.
در این هنگام و فرصت مناسب، به امر خدا پیامبر گرامى اسلام صلّى الله علیه وآله، با ده هزار نفر از مسلمانان آهنگ شهر مكّه فرمود.
ابوسفیان وگروه او از مخالفت و مقاومت نا امید شده و مكّه بدون هیچ مقاومتِ قابل توجّهى آزاد شد، و به دین خدا و آیین جدید و قوانین آزادی بخش اسلام گروید.
پیامبر خدا در حالى كه سوره «اِنّا فَتَحْنا» را قرائت مى فرمود، وارد مكّه و مسجد الحرام شد، و خانه كعبه از بت ها پاك گردید.




طبقه بندی: ماه رمضان،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ Reza Siyadati ]
درباره وبلاگ

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِکَ
(التماس دعا)
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست
لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
توآشناترینی و غربت نصیب توست !
دعای امام رضا برای فرزندش مهدی:
بارالها
اورا قائم منتظر قرار ده و او را با یاری قدرتمند و پیروزی نزدیک توانا کن،و او را وارث غرب و شرق جهان که برکتشان دادی قرار ده سنت پیامبرت را به او زنده کن تا هیچ حقی را به خاطر ترس از مخلوقی پنهان ندارد.یاورش را نیرو ده،ودشمنش را خوار،و هرکه با او بستیزد و مکر کند نابودکن
با سلام خدمت دوستان وهمراهان عزیزخوش آمدید.
از شما همراهان ودوستان خوب وشیفته آقا امام رضا خواهشمندم با ارائه نظرات خود مرا در رفع عیوب این وبلاگ یاری کنید.
لینکستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب