امام رضا
اللهم عجل لولیک الفرج
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
طلوع عشق
بنا به اختیار مفید قدس سره در «مسارالشیعة» و شیخ بهایى رحمه الله در «توضیح المقاصد»، سبط اكبر، حضرت امام حسن علیه السّلام در پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرت متولّد شد.
از آن خانه‌اى كه خدا رخصت داده تا برافراشته و بلند قدر باشد و در آن نام او برده شود، پیغمبر گرامى اسلام صلّى الله علیه وآله وسلّم ،سّید جوانان اهل بهشت و نوزاد عزیز اهل بیت و سِبطِ اكبر خود را در شب نیمه ماه مبارك رمضان سال سوّم پذیرا شد. وقتى ولادت نوزاد را به پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم مژده دادند؛ امواج سرور و شادمانى، دل آن حضرت را فرا گرفت؛ و مشتاقانه و با شتاب، به خانه دختر محبوبه‌اش، سیّده زنان عالمیان، و داماد گرامى‌اش، امام مسلمین آمد و فرمود: یا اسما! هاتینى ابنى؛ یا اسماء! پسرم را به من بده.
پس از این كه «اسماء» نوزاد عزیز خاندان نبوّت را به جدّ بزرگوارش داد، رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه را قرائت فرمود و بدین گونه نخستین صدایى كه گوش نوزاد باآن آشنا شد، صداى آشناى جدّش، خاتم الانبیاء صلّى الله علیه وآله وسلّم بود؛ صدایى كه ندا دهنده توحید، تكبیر، تهلیل و نبوّت بود:
الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر. اشهد ان لا اله اّلا الله. اشهد انّ محمّداً رسول الله.
با این كلمات و جملات، گوش دل مولود، به نغمات روحانى آشنا شده و اعماق و نهانى هاى روان او پذیراى آن گشت؛ تا زندگى وى، از آن جملات نشاط بخش روح، و توان افزاى خرد، مُلهَم باشد.
پیامبر گرامى صلّى الله علیه وآله وسلّم به حضرت على علیه السّلام فرمود: آیا این نوزاد مبارك را نام گذارده اى؟
حضرت على علیه السّلام فرمود: من بر شما سبقت نمى‌گیرم!
هنوز لحظاتى نگذشته بود كه بشیر وحى جبرییل نازل شد و فرمان خدا را به پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم رساند: «سمّه حسناً»: او را حسن نام گذار.
پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم، شخصاً براى حسن علیه السّلام عقیقه كرد: و بسم الله گفت و دعا كرد.
فضایل یار
- پند بی رنجش
روزى از روزها در ایّام كودكى، امام به همراه برادرش امام حسین علیه السّلام، پیرمردى را دیدند كه وضو را به درستى و صحّت به جاى نمى‌آورد. محبّت به مردم، و هدایت بشر، آن دو بزرگوار را مانع شد كه پیرمرد را به آن حال بگذارند. بنابراین به آرامى و احترام فرمودند:
یا شَیْخُ كُلُّ واحِد مِنّا یَتَوَضَّأُ اِمامَكَ وَانْظُرْ، اَىُّ الْوُضُوئَیْنِ اَحْسَنُ؟
سپس هر یك وضو گرفتند. پیرمرد، به دقّت، به وضو گرفتن آن دو عزیز پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم توجّه كرد؛ و بدون آن‌كه ناراحت شود، به كوتاهى و تقصیر خود پى‌برد.
- ترس از عذاب الهی
امام حسن علیه السّلام عابدترین مردم عصر خود، و زاهدترین و فاضل ترین ایشان بود. هنگامى كه قصد حج مى كرد با پاى پیاده و چه بسا با پاى برهنه عزیمت مى‌فرمود. وقتى وضو مى‌گرفت بدنش به لرزه مى افتاد، و رنگش زرد مى شد، و درهیچ حال، ذكر خدا را ترك نمى كرد. پارسا و بردبار و با فضل بود و از خدا خوف داشت.
روایت شده: مردى مناجات و گریه آن حضرت را شنید؛ عرض كرد: آیا از عذاب خدا مى ترسى در حالى كه وسایل نجات در نزد تو است؟ پسر پیغمبرى، و از شفاعت او برخوردار هستى و رحمت خدا هم (عامّ است و) به هر چیزى احاطه دارد.
امام فرمود: امّا این كه من پسر رسول خدا هستم، خدا مى فرماید:
فَاِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا اَنْسابَ بَیْنَهُمْ
و امّا شفاعت؛ پس خدا مى فرماید:
مَنْ ذَاالَّذى یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ
و امّا رحمت خدا كه هر چیز را فرا گرفته است؛ پس خدا مى فرماید:
فَسَاَكْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُون
پس اى برادر عرب! چگونه مى توان خلاصى یافت؟
- محبت به مردم
امام علیه السّلام، شیرین بیان، خوش معاشرت و با الفت و محبوب بود. پیر و جوان، و عموم مردم او را براى خصایص حمیده اى كه داشت، دوست مى داشتند. همواره به مردم عطا و بخشش مى كرد؛ چه از او درخواست مى كردند و چه تقاضایى نمى كردند.
پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقیب مى نشست، سپس به دیدار كسانى كه مى بایست مى رفت، و به آنان مهر و محبّت مى نمود. وقتى نماز ظهر را مى خواند، در مسجد مى نشست و به مردم علم و ادب مى آموخت.
- امام علیه السلام، میهمان خانه خدا
امام حسن علیه السّلام، از همه خلق خدا راستگوتر بود. هر زمان به در مسجد مى رسید، سر بلند مى كرد و مى فرمود:
قَبیحِ ما عِنْدى بِجَمیلِ ما عِنْدَكَ یا كَریمُ
- جلال امام علیه السلام
از «محمّدبن اسحق» روایت شده است: هیچ شخصى پس از پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم در شرف، به مقامى كه حسن بن على علیه‌السّلام نایل شد، نرسیده است. براى ایشان فرشى بر در خانه اش گسترده مى شد. وقتى از خانه بیرون مى‌آمد و بر آن فرش مى نشست، مردم مى آمدند و مى ایستادند، و به واسطه عظمت و جلالتى كه آن حضرت داشت، كسى از آنجا نمى رفت؛ تا آن جا كه آن حضرت مى‌دید كه راه بسته شده؛ برمى خاست، و به درون خانه مى رفت.
راوى مى گوید: دیدم كه امام در راه مكّه از مركبش پیاده شد. و همه خلق خدا از مركب هاى خود فرود آمدند، و پیاده رفتند. حتّى دیدم كه «سعد وقّاص» پیاده شد و در كنار آن حضرت پیاده به راه رفتن خود ادامه داد.
- نمایش رحمت الهی
امام حسن مجتبى علیه السّلام، مانند جدّش پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم نمونه بارز رحمت الهى بود كه دل هاى ناامید و اندوهناك را پر از امید و رحمت مى كرد. او به دیدار ضعیفان مى رفت؛ بیماران را عیادت مى كرد؛ در تشییع جنازه ها شركت مى فرمود؛ دعوت مسلمانان را اجابت مى كرد و اهتمام او بر این بود كه مبادا كسى از ایشان رنجیده خاطر شود. از سوى آن حضرت، به احدى بدى و آزارى نمى‌رسید. با فقیران همنشین مى‌شد و بدى را با نیكى پاسخ مى داد.
- محبت، پاسخ جسارت
مردى شامى از جمله كسانى كه معاویه، آنان را به دشمنى با خاندان نبّوت تربیت كرده بود، تا آن حضرت را دید، آنچه خواست و توانست به امام علیه السّلام جسارت كرد و دشنام داد.
امام علیه السّلام ساكت و خاموش بود، و هیچ پاسخى به او نداد تا از ناسزا گویى باز بماند.
امام علیه السّلام، با كلامى لطف آمیز و مهر آگین و تبسّم هاى پر از بشارت و مرحمت به او فرمود: گمان مى كنم غریب باشى؟ اگر از ما چیزى درخواست كنى به تو عطا مى كنیم، و اگر از ما راهنمایى بخواهى، تو را هدایت مى نماییم، و اگر چیزى بر عهده ات باشد، ما آن را عهده دار مى شویم، و اگر گرسنه اى، به تو طعام مى دهیم و اگر نیازمندى بى نیازت مى سازیم، و اگر گریخته اى، به تو پناه مى دهیم.
حضرت آن چنان با مرد شامى لطف و مهربانى كرد كه دشمنى و بدى از روح او زایل گشت، و مرد شامى از خود بى خود شد، و یاراى پاسخ و عرض ادب نداشت و از این رو شرمنده و متحیّر ماند كه چگونه از امام علیه السّلام ـ عذر خواهى كند و گناهى را كه مرتكب شده، از بین ببرد. ناچار تمام عذر خواهى ها و عرض ادب هاى خود را با این جمله پر معناى قرآنى خلاصه كرد و گفت:
اَللهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ
- حلم امام علیه السلام
امام حسن علیه السّلام، به تمام معنا انسانى واقعى، و نمونه كامل خلق نیكوى پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم بود. غضب، او را به هیجان نمى آورد و امور شخصى ناخوشایند، او را تكان نمى داد. تحت تأثیر خشم، كارى انجام نمى داد و عمل آن حضرت همواره تداعى گر این آیات شریف بود كه:
وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ وَالْعافینَ عَنِ النّاسِ وَاللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ
آن حضرت، هر چه از دشمنانش مى دید، با صبر و گذشت و عفو، پاسخ مى داد؛ تا آنجا كه «مروان حكم» یكى از خبیث ترین دشمنان اهل بیت علیهم السّلام حلم و بردبارى آن حضرت را به كوه تشبیه كرده بود.
او مانند جدّش، در حلم و گذشت و عفو، نمونه جهانیان بود. تاریخ، از اخلاق او نوادرى را حفظ كرده است و بر این دلالت دارد كه او در طلیعه اخلاقیّین و بنیان گذاران ادب و اخلاق، در جهان اسلام قرار دارد.
- سخاوت امام علیه السلام
كرم و سخاوت حضرت مجتبى علیه السّلام نیز امر عجیبى است. سخاوت حقیقى كه بذل خیر به داعى خیر، و بذل احسان به داعى احسان باشد، از صفات ممتاز و از جمله خصایصى است كه خدا آن را دوست مى دارد.
چنان‌كه از پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم روایت شده است: «دو خُلق است كه خدا آن دو را دوست مى دارد؛ حسن خلق و سخاوت». و امام حسن مجتبى علیه السّلام این صفات عالى را در روشن ترین مظاهر و بلندترین مفاهیم و معانى‌اش دارا بود؛ تا حدّى كه آن حضرت را «كریم اهل البیت» لقب دادند.
صفت سخاوت، صفتى بود كه امام حسن علیه السّلام به علّت جود و سخا و كرم و كمك به ضعفا و احسان به امّت و انفاق اموال بر فقیر و غنى، بدان معروف و مشهور شده بودند.
امام، براى مال دنیا ارزشى قایل نمى شد و اهمیّتى به آن نمى داد؛ مگر آن‌كه به وسیله آن، گرسنه اى را سیر كند و برهنه اى را بپوشاند و به كمك مصیبت زده اى بشتابد؛ یا قرض مقروضى را بپردازد.
سخاوت، عنصرى از عناصر ذاتى و جزئى از اجزاى وجود امام علیه السّلام ـ بود. با آن كه سیل نیازمندان و انبوه انسان هاى محتاج، بر در خانه امام علیه السّلام ازدحام مى كردند، باران سخاى آن حضرت بر همه مى بارید و هیچ سایلى را از در خانه كرمش، رد نمى كرد.
از آن حضرت سؤال شد: چگونه است كه نمى بینم سایلى را رد نمایى؟
امام پاسخ داد: من خود سایل درگاه خدا هستم؛ شرم مى كنم كه خود سایل باشم و سایلى را رد كنم.
- بخشش، پیش از ابراز نیاز
فردى اعرابى و نیازمند به محضر مبارك امام علیه السّلام شرف یاب شد. امام دستور دادند كه آن چه در خزانه است به او عطا كنند. ده هزار درهم در خزانه بود؛ به او بخشیدند.
اعرابى گفت: مولاى من! چرا فرصت ندادى تا حاجتم را بگویم و مدح و سپاسم را تقدیم كنم.
امام فرمود:
نَحْنُ اُناسُ نَوالُنا خُضَل یَرْتَعُ فیهِ الرَّحاءُ وَالاَْمَلُ
تَجُودُ قَبْلَ السُّؤالُ اَنْفُسُنا خَوْفاً مِنْ ماءِ وَجْهِ مَنْ یَسِلُ
لَوْ عَلِمَ الْبَجْرُ فَضْلَ نائِلِنا لَفاضَ مِنْ بَعْدِ فَیْضِهِ خَجَلُ
ما مردمى هستیم كه بخشش ما بسیار است؛ كه از طریق آن، هر كسى مى تواند به امید و آرزوى خویش برسد. قبل از این كه از ما بخواهند، عطا مى كنیم كه مبادا آبروى سؤال كننده بریزد. اگر دریا از آن چه به دیگران مى بخشیم، مطّلع شود، از عطاى خود شرمنده مى گردد.
- پاداش امام علیه السلام به غلام
روزى امام، غلام سیاهى را در باغى دیدند. او كه قرص نانى داشت، لقمه اى خود مى خورد و لقمه اى به سگى كه نزدش بود، مى داد.
امام علیه السّلام علّت را از او باز خواست كرد. غلام گفت: از این كه فقط خود بخورم و به سگ نخورانم، حیا مى كنم.
امام علیه السّلام خواست به خاطر این عمل به او پاداشى دهد و او را مورد لطف و احسان خود قرار دهد، فرمود: «در جاى خود باش». امام علیه السّلام غلام را از صاحبش خرید و باغ را نیز خریدارى فرمود. سپس غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشید.
اهمیت امام به زندگی مردم
وقتى امام در كوچه‌هاى مدینه عبور مى‌كردند، شنیدند كه شخصى از خدا ده هزار درهم درخواست مى كند. از این رو خود را به منزل رساندند و به سرعت آن مبلغ را براى او فرستادند.
ولادت حضرت جواد ‌علیه السلام
بنا به قول «شیخ مفید» رضوان الله علیه در «مسار الشیعة»، ولادت با سعادت حضرت امام محمّد تقى علیه السّلام، در پانزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى اتّفاق افتاد.
آن حضرت، امام نهم، از امامان دوازده گانه است كه پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم بر حسب روایات متواتره، آنان را به امامت معرفى كرده و امّت را به رهبرى ایشان بشارت داده است.
در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم و معرفت و دانش و زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت زبانزد خاّص و عام بود و شخصیّت هاى بزرگ علمى و دینى در برابر او خاضع و فروتن بودند.
محدّثان بزرگ و علماى عالى قدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترین مسایل علمى او را حلاّل مشكلات مى یافتند.
"على بن جعفر" از مشایخ و مؤمنان بزرگ و علماى بنى هاشم و علویّین بود؛ و از محضر پدرش حضرت صادق علیه السّلام و برادرش موسى بن جعفر و برادرزاده اش حضرت رضا علیه السّلام كسب علم كرده و به جلالت و فقاهت و دانش مشهور بود.
وقتى كه هنوز عمر شریف امام جواد علیه السّلام از پانزده سال تجاوز نكرده بود، امام رضا علیه السّلام ـ كه در حدود هشتاد سال داشت به امامت ایشان معترف بود؛ به حّدى كه دست آن حضرت را مى بوسید و مى فرمود: «انا له عبد» :من بنده او هستم.
روایات بسیار در فضایل و كرامات، و نصوصى كه دلالت بر امامت آن حضرت مى كند، وجود دارد.
با این كه مدّت زندگى امام جواد علیه السّلام دیرى نپایید؛ و عمر شریفش به بیست و شش سال نرسید، علوم بسیار از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتى بین آن حضرت و علماى بزرگ آن زمان صورت مى گرفت؛ مانند مناظره علمى و مباحثه اى كه با «یحیى بن اكثم» قاضى القضاة، در حضور مأمون ـ خلیفه عباسى ـ و جمعى از بنى عبّاس و دیگران فرمود؛ و در پاسخ به مسأله او، شقوق آن را چنان بیان كرد كه قاضى القضاة، حیران و خجل گشت، و حكم تمام آن شقوق را بیان فرموده؛ سپس از یحیى ـ طبق پیشنهاد مأمون ـ مسأله اى پرسید كه از جواب آن عاجز گردید و حلّ آن مسأله را از شخص امام علیه السّلام در خواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنى عبّاس واضع شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمى سن، افضل و اعلم از همه علما است؛ و خداوند متعال او را به این فضیلت و كمال مزیّن كرده است. و از جمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثه اى است كه بر حسب روایت « ابن شهر آشوب » از كتاب «الجلاء والشفاء» در سنّ هشت سالگى با جمعى از دانشمندان فرمود و مسایل مشكل آنها را به طور علمى پاسخ داد.


منبع: رمضان در تاریخ، تألیف حضرت آیت الله صافی گلپایگانی



طبقه بندی: ماه رمضان، امام حسن (ع)، امام جواد (ع)،
[ سه شنبه 25 مرداد 1390 ] [ 05:32 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]
درباره وبلاگ

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِکَ
(التماس دعا)
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست
لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
توآشناترینی و غربت نصیب توست !
دعای امام رضا برای فرزندش مهدی:
بارالها
اورا قائم منتظر قرار ده و او را با یاری قدرتمند و پیروزی نزدیک توانا کن،و او را وارث غرب و شرق جهان که برکتشان دادی قرار ده سنت پیامبرت را به او زنده کن تا هیچ حقی را به خاطر ترس از مخلوقی پنهان ندارد.یاورش را نیرو ده،ودشمنش را خوار،و هرکه با او بستیزد و مکر کند نابودکن
با سلام خدمت دوستان وهمراهان عزیزخوش آمدید.
از شما همراهان ودوستان خوب وشیفته آقا امام رضا خواهشمندم با ارائه نظرات خود مرا در رفع عیوب این وبلاگ یاری کنید.
لینکستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic