امام رضا
اللهم عجل لولیک الفرج

فردا آخرین جمعه ی سال است و ما همچنان ادعای انتظار مهدی (عج) را داریم میگویم ادعا چون هرچه به خود و اطرافم نگاه میکنم میبینم جز خون کردن دل مولا کاری نمیکنیم وقتی خوب نگاه کنی میبینی در طول روز دروغ میگوییم، ظلم میکنیم، ریا میکنیم، به هرچه دوست داریم نگاه میکنیم و هر کاری که دوست داریم انجام میدهیم و حد و مرزی برای کارهایمان قائل نیستیم و اسم خود را منتظرگذاشته ایم.

روز نیمه شعبان به اسم تولد حضرت جشن میگیرند و زیر پرچم یا مهدی دختر و پسر جمع میشوند و می رقصند کافی است یک بار به جشن هایی که در خیابان ها و میدان های شهر میگیرند سر بزنید تا خودتان ببینید به اسم مولا چه کارهایی  که نمیکنند. کافی است به خیابان ها بروید تا ببینید حیا از شهرمان رخت بر بسته. کمتر کسی است که این روزها گذشت کند، دروغ نگوید، ریا نکند.

اداره ها هم وضع خوبی ندارند. دیگر کمتر کارمندی پیدا میشود که رشوه نگیرد و در وقت اداری به جای راه انداختن کار مردم به خوردن صبحانه و چای مشغول نباشد. عروسی هایمان هم که دیگر هیچ! مشروب می خورند محرم و نا محرم هم که از مد افتاده و باید مختلط باشد و بعضی جاها هم که جدا هستند وقتی مراسم تمام میشود اگر به مهمانی آخر شب نروند دم در می ایستند و تو خیابون با هم روبوسی و... میکنند. عزاداریمان برای امام حسین هم شده مزاحمت برای دیگران. ساعت 11 به بعد طبل هایی که از بزرگی نمیتوان دست گرفت و روی چرخ حمل میشود را راه می اندازیم و تا ساعت1میزنیم و راه مردم را میبندیم. در مجلس ابا عبدالله هم دست از گناه بر نمیداریم و به اسم هیئت در راه اگر شد هم شماره ای رد و بدل میکنیم و.. نماز خواندمان هم دقیقه ی 90 است بعد از دیدن تمام سریال ها و فوتبال ها ساعت 11 یادمان می افتد که نماز نخوانده ایم و با اکراه بلند میشویم و میخوانیم. اما چه خواندنی 100 دفعه خمیازه میکشیم و حواسمان هم به همه جا هست به جز نماز.

با این حال اسم خود را شیعه علی گذاشته ایم و هر سال محرم نشسته ایم و از مردم کوفه بد میگوییم و همه اش یا لیتنی کنی معک می گوییم. مگر برای فرزندش مهدی چه کرده ایم که اگر در کربلا بودیم برای خودشان میکردیم؟! شاید اگر الان هم مهدی قیام کند ما همانند همان مردم کوفه ای که همیشه لعنشان میکنیم مقابل امام بایستیم و به امام تیر بیاندازیم نه برای امام. وای به روزی که مهدی بیاید و ما کوفی شویم.

اگر آن زمان امام علی با وجود آن همه یار از دست کارهای امتش شبانه به نخلستان میرفت و سر در چاه میکرد و میگریست امروز مهدی که غریب است کجا برود آیا رواست ما با کارهایمان اشک ایشان را درآوریم

خدا می داند در دفتر امام زمان جزو چه کسانی هستیم؟! کسی که اعمال بندگان در هفته دو روز(دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم آن طور که باید باشیم، نیستیم.




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ پنجشنبه 26 اسفند 1389 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

11. خدا رحمت كند كسی كه امر ما را زنده كند (راوی می گوید) گفتم زنده نمودن امر شما چیست؟

فرمود: علوم ما را فراگیرد و به مردم تعلیم دهد، چراكه اگر مردم نیكی ها و زیبایی های سخن ما را بدانند از ما پیروی می كنند.

12. سكوت، محبت می آورد و راهنمای هر خیری است.

13. انسان باسخاوت از غذای دیگران می خورد تا آن ها نیز از غذایش بخورند، ولی شخص بخیل از غذای دیگران نمی خورد كه مبادا از غذایش بخورند.

14. كمك تو به ناتوان بهتر از صدقه است.

15. هیچ كس به طور كامل به حقیقت ایمان نرسد مگر آن كه سه خصلت در او باشد: فهم و شعور در دین، برنامه ریزی نیكو در زندگی، استقامت و صبر در مشكلات و سختی ها.

16. آن گاه كه خداوند بخواهد كاری را انجام دهد عقل های بندگان را از ایشان می گیرد، آن گاه كار خود را انجام می دهد و اراده اش را محقق می سازد، سپس عقل هر عاقلی را به او برمی گرداند، او می گوید: چگونه بود و چه طور این گونه شد؟

17. به راه قناعت كسی نرود جز دو نفر؛ یا دینداری كه دنبال پاداش آخرت است یا بزرگواری كه از مردم پست دوری می جوید.

18. هركس نمی تواند از شر گناهانش خلاص شود زیاد بر محمد (ص) و آل او صلوات بفرستد؛ چراكه صلوات گناهان را محو می نماید.

19. بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد سلاح انبیاء چیست؟ فرمود: دعا.

20. اگر كسی مسلمان فقیری را ببیند و به او سلامی متفاوت از فردی ثروتمند دهد، روز قیامت خدا را ملاقات خواهد نمود در حالی كه خدا بر او غضبناك است.

21. چه زیباست صبر و انتظار فرج.

22. تقوا پیشه كنید و بر شما باد فروتنی و سپاسگزاری.

23. گدایی و سوال از مردم كلید بدبختی است.

24. خانه هایی كه در آن ها نماز شب خوانده می شود برای اهل آسمان می درخشند، همچنان كه ستارگان برای اهل زمین.

25. پاداش زیارت پدرم (امام موسی بن جعفر علیه السلام) همانند زیارت امام حسین (ع) است.

26. نگاه به ذریه ما (سادات) عبادت است.

27. هر كسی از خدا توفیقی طلب كند اما كوششی نداشته باشد خود را مسخره كرده است.

28. هركس بدون ترك گناهان و شهوات از آتش دوزخ به خداوند پناه برد خود را مسخره كرده است.

29. ثروت انباشته نمی شود مگر به پنج خصلت: بخل شدید، آرزوهای طولانی، حرص به دنیا، عدم كمك به خویشان و قطع رحم كردن و ترجیح دادن دنیا بر آخرت.

30. از صفات انبیا استعمال عطر است.

31. گاهی یك مرد در زمان رسول خدا (ص) با آموزش یك سوره از قرآن یا یك درهم و یا مشتی گندم (به عنوان مهریه) زنی را به ازدواج خویش درآورد.

32. از گناهان دوری كنید تا عمرتان طولانی شود.

33. هركس به حساب نفسش رسیدگی كند سود می برد و هركس از نفسش غفلت كند زیان می بیند و هركس بترسد در امان است و هركس عبرت گیرد بینا شود و هركس بینا شود می فهمد و هركس بفهمد دانا شود.

34. برترین مال آن است كه بدان آبروی انسان حفظ شود.

35. برترین عقل، معرفت انسان نسبت به خودش است.

36. دوست انسان جاهل (از دست او) همواره در سختی و مشقت است.

37. مومن چون غضب كند، غضبش او را از مسیر حق خارج نمی كند و چون راضی شود رضایش او را به باطل نمی افكند و چون قدرت یابد بیش از حقش نمی گیرد.

38. ایمان یك درجه از اسلام بالاتر است و تقوا یك درجه از ایمان بالاتر و یقین یك درجه از تقوا بالاتر است و میان بندگان چیزی كمتر از یقین تقسیم نشده است.

39. هركس كارها را از مسیر صحیح انجام دهد دچار مشكل نمی شود و اگر دچار مشكل شود راه چاره دارد.

40. و به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: هركس از امت من چهل حدیث كه از آن استفاده جوید حفظ كند، خداوند روز قیامت او را فقیهی دانشمند برخواهد برانگیخت.

 




طبقه بندی: امام رضا (ع)،
[ پنجشنبه 19 اسفند 1389 ] [ 10:52 ب.ظ ] [ ali rezaeenezhad ]

1. هنگامی كه وقت نماز داخل شد نمازت را به جای آور، چرا كه خبر از آینده نداری كه چه خواهد شد. (تهذیب الاحكام ج2 ص 272)

2. مومن كسی است كه اگر به كار نیكی موفق شد خوشحال شود و اگر بدی كرد استغفار می كند.

3. مسلمان كسی است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.

4. كسی كه همسایه اش از آزار و اذیت او در امان نباشد از ما (اهل بیت) نیست. (وسائل الشیعه ج 12 ص 127)

5. هر كس یادآور مصائب ما شود، پس بگرید و بگریاند، روز قیامت گریان نخواهد بود.

6. هر كس در محفلی شركت كند كه نام و معارف ما در آن گفته شده و امر ما احیا گردد، روز قیامت دلش نخواهد مرد. (همان ج 14 ص 502)

7. برای كسی مانند حسین (ع) باید گریه كنندگان بگریند، چرا كه گریستن بر او موجب بخشش گناهان كبیره است. (همان ج14 ص 504)

8. من به زودی به وسیله سم، مظلومانه كشته می شوم. پس هر كس با معرفت به حق من، مرا زیارت كند گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده می شود. (همان ج 14 ص 588)

9. آن مقدار خود را مصروف برادرانت نكن كه ضررش برای تو بیشتر از سودش برای آنان باشد. (همان ج 16 ص 316)

10. رفیق و دوست هر كس عقل او و دشمن هر كسی نادانی اوست. (بحارالانوار ج 1 ص 87)

 




طبقه بندی: امام رضا (ع)،
[ دوشنبه 9 اسفند 1389 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ ali rezaeenezhad ]
                                           امام زمان (عج) جمکران

شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که وسیله رسیدن برکات به مخلوقات است، چه نیازی به دعای مردم دارد؟ نوشتار حاضر بدین سوال پاسخ می دهد.


برای پاسخ به این سؤال چند وجه را باید در نظر گرفت؛ اول اینکه دعای ما برای آن حضرت، از باب هدیه شخص حقیر فقیری به رادمرد بزرگواری است که نشان نیاز این شخص فقیر به بخشش آن بزرگوار می‌باشد. وجه دیگر اینکه آنچه از روایات به دست می‌آید، این است که زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از امور بدائی است؛ یعنی امکان پیش و پس افتادن آن وجود دارد. بنابراین شاید جلو افتادن این امر، به جدیت و اهتمام اهل ایمان در دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت مشروط باشد. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین آمده است: « خداوند به ابراهیم علیه‌السلام وحی فرستاد که به رأیش فرزندی متولد خواهد شد. آن جناب این خبر را به ساره داد. ساره گفت: آیا من فرزندی به دنیا خواهم آورد، در حالی که پیرزنم؟ پس خداوند به ابراهیم علیه‌السلام وحی فرستاد که او (ساره) فرزند‌دار می‌شود و فرزندانش چهارصد سال عذاب خواهند شد به خاطر اینکه سخن مرا رد کرد. وقتی عذاب و سختی بر بنی‌اسرائیل طول کشید، به درگاه خداوند چهل روز گریه و ناله کردند؛ پس خداوند به موسی و هارون علیهما‌السلام وحی فرستاد که بنی‌اسرائیل را خلاص کنند و از صد و هفتاد سال صرف نظر کرد. پس شما نیز اگر این کار را بکنید خداوند از ما فرج می‌کند، ولی اگر چنین نباشید این امر تا آخرین حد خواهد رسید».1

وجه دیگر این قضیه این است که امامان علیهم السلام ـ به مقتضای وضع انسانی خود ـ به بیماری‌ها و غم‌ها و اندوه‌هایی دچار می‌شوند که وسایلی برای دفع آن‌ها وجود دارد و برخی از آن وسایل از اهل ایمان ساخته است. از مهم‌ترین وسایل دفع بلا و گرفتاری، جدیت و اهتمام در دعا کردن و از خدا خواستن است؛ چنانکه در روایتی آمده است: «به درستی که دعا قضا را برمی‌گرداند و پیچیدگی آن را باز می‌کند؛ چنانکه رشته نخ واتاب شود با اینکه به سختی تابیده شده باشد».2

در روایتی دیگری که از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که به زراره چنین فرمود: «آیا تو را راهنمایی نکنم به چیزی که رسول الله صلی الله علیه و آله در آن استثنایی نزده است؟ زراره عرض کرد: چرا. فرمود: دعا که قضای پیچیده سخت را برمی‌گرداند».3

بنابراین هرگاه مؤمن، ابتلای مولای خودش را ـ که از جانش عزیزتر است ـ احتمال دهد که امام او به یکی از امور یاد شده دچار گردیده، کوشش و جدیت خواهد کرد که به وسیله دعا، آن را از او دور گرداند، همان طور که وسایل از او دفاع می‌نماید.

وجه دیگر این است که ما هدف ارزنده‌ای در زندگی داریم که موانعی نیز راه رسیدن به آن را سد کرده است؛ بنابراین باید در دفع و رفع آن موانع بکوشیم و چون تأخیر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب موانعی است که از سوی ما و اعمال و گفتار ما سرچشمه گرفته است، بر ما واجب می‌باشد که از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهیم. پس دعا کردن برای تعجیل فرج امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ، در حقیقت دعا برای خودمان و سودمند به حالمان می‌باشد؛ هم چنانکه در توقیعی از آن حضرت آمده است: «و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج، که آن فرج شما است».4 این بیان حضرت، نشان بی‌نیازی آن امام همام از دعاهای ما می‌باشد.

امام زمان (عج)

همچنین باید توجه داشت که فضل و لطف و رحمت الهی، حد و مرزی ندارد و در وجود امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز کمبود و نقصانی که مانع پذیرش فیض الهی باشد، نیست؛ از این رو هیچ مانعی ندارد که با دعای مؤمنین برای مولایشان، عنایت و لطف مخصوصی به حضرت برسد.

امامان علیهم السلام وسیله و واسطه رسیدن فیض به بندگان، علت غائی و هدف از آفرینش مخلوقات هستند و فیض خداوند به وسیله ایشان به مخلوقات برسد، اما در عین حال از لوازم و ویژگی‌های بشری نیز برخوردار می‌باشند و برای زندگی ظاهری خود به آنچه از زمین می‌روید، نیازمند هستند؛ همان‌طور که سایر مردم محتاج هستند. نتیجه و ثمر درود فرستادن مؤمنین بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله، هم به خود درود فرستادگان برمی‌گردد و هم به کسانی که بر آن‌ها درود فرستاده شده، نه از این جهت که به صلوات و درود فرستادن مؤمنین احتیاجی باشد؛ بلکه از این جهت که آن‌ها ـ پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله ـ قابلیت و شایستگی دارند؛ زیرا خداوند بلند مرتبه فیوضاتی که حد و نهایت ندارد، به ایشان ارزانی داشته است؛ چرا که همیشگی و استمرار این فیوضات، از لوازم قدرت کامل و تمام و همگانی و همیشگی خداوند می‌باشد.

ممکن است این ذهنیت به وجود آید که میان فرمان به دعا برای تعجیل فرج و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و احادیثی که از تعجیل در ظهور نهی کرده است، تناقض وجود دارد. باید در نظر داشت که آن شتابی که از آن نهی شده است، سه نوع می‌باشد:

1. شتابی که موجب یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شود؛ زیرا آدمی به خاطر کم صبری و ناشکیبایی چنین تصور می‌کند که اگر ظهور شدنی بود، هم اکنون واقع می‌شد و به تأخیر افتادن آن، آدمی را به سوی انکار امام عجل الله تعالی فرجه الشریف سوق می‌دهد.

امام زمان

2. شتابی که با تسلیم فرمان خدا شدن و رضا داشتن به قضا و حکم خدا منافات داشته باشد. در این نوع درخواست شتاب برای ظهور، اگر ظهور به عقب افتد، فرد به سوی انکار حکمت آفریدگار بلند مرتبه کشیده می‌شود. از این رو در دعایی که توسط جناب عثمان بن سعید عمری روایت شده چنین می‌خوانیم: «پروردگارا مرا بدان (امر غیبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخیر انداخته‌ای، جلو بیفتد و آنچه را تعجیل بخواهی، من به تأخیرش مایل نباشم؛ و هرچه تو در پرده قرارداده‌ای، افشایش را نطلبم؛ و در آنچه نهان ساخته‌ای کاوش ننمایم و در تدبیر امور جهان با تو (که همه مصالح را می‌دانی) به نزاع نپردازم؛ و نگویم که چرا و چگونه و به چه جهت ولی امر غائب آشکار نمی‌شود و ظهور نمی‌کند، در حالی که زمین پر از ستم گردیده است؟! ...».5 آنچه از این نوع احادیث به دست می‌آید، این است که زمان فرج و ظهور از اموری است که ممکن است مورد «بداء» واقع گردد؛ بنابراین وقتی انسان دلباخته امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک شدن وقت دیدار و ظهور آن حضرت را ممکن بداند که با کوشش و اهتمام در دعا کردن برای این مقصود تحقق پذیر است، تمام تلاش و جدیت خود را در این راه مبذول خواهد داشت و این کار هیچ‌گونه منافاتی با تسلیم بودن به آنچه در علم الهی تقدیر شده، ندارد. اگر قرار باشد وقت معین ظهور را که قضای غیرقابل تغییر و تبدیل الهی بر آن تعلق گرفته است، بداند، دیگر جایی برای دعا کردن نمی‌ماند و باید به امر پروردگار تسلیم شد.

3. شتاب و عجله‌ای که سبب پیروی از گمراهان و گمراه‌کنندگان و شیاطین بدعت‌گذار شود که پیش از ظاهر شدن علامت‌های حتمی که از پیشوایان معصوم علیهم السلام روایت شده است، به فریب دادن افراد اقدام می‌نمایند.

بنابراین عجله کردن بر دو قسم است: ممدوح و مذموم؛ عجله مذموم، آن است که آدمی خواستار انجام گرفتن چیزی، پیش از رسیدن وقت آن باشد که عقلاً و نقلاً زشت و بد است و عجله ممدوح، آن است که شخص در اولین فرصت ممکن، تحقق یافتن امری را بخواهد.


پی‌نوشت:

? برگرفته از مکیال المکارم در فوائد دعا برای قائم(ع)، سید محمد تقی موسوی اصفهانی.

1. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 131.

2. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 469.

3. همان، ج 2، ص 470.

4. صدوق، کمال‌الدین، ج 2، ص 485؛ طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 284؛ مجلسی، همان، ج 53، ص 181.

5. صدوق، همان، ج 2، ص 512.




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ پنجشنبه 5 اسفند 1389 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

                                   امام جعفر صادق(ع)

کنیه حضرت ابوعبدالله و القابش: صابر، فاضل، طاهر و صادق است. و «صادق‏» مشهورترین القاب آن حضرت است. پیامبر اکرم(ص) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است:

وقتی که فرزندم جعفر متولد شد نام او را صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفر است و ادعای امامت می‏کند و او در نزد خداوند جعفر کذاب است.

ابن بابویه و قطب راوندی روایت کرده‏اند: از حضرت امام زین العابدین پرسیدند که امام بعد از شما کیست؟

«فرمود»: محمد باقر که شکافنده علوم است.

«پرسیدند»: بعد از او امام که خواهد بود؟

فرمود: جعغر که نام او نزد اهل آسمانها صادق است.

ولادت

آن حضرت در روز شنبه، هفدهم ربیع الاول سال‏83هجری قمری همزمان با سالروز تولد حضرت رسول‏اکرم(ص) به دنیا آمد. روزی که شریف و عظیم بود و صالحین از آل محمد (ص) حرمت این روز را نگاه می‏داشتند. پدر آن حضرت امام باقر(ع) و مادرش «ام فروه‏» دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و عده‏ای گفته‏اند که نام او فاطمه بود.

امام صادق (ع) درحق مادرش می‏فرمود: «کانت امی ممن آمنت واتقت و احسنت والله یحب المحسنین‏» مادرم از بانوانی بود که ایمان آورد، تقوی و پرهیزکاری اختیار کرد، احسان و نیکوکاری نمود و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

مالک بن انس، فقیه اهل سنت در باره اخلاق صادق آل محمد(ص) گفته است:

«مارایت افضل من جعفربن محمد فضلا و علما و ورعا و زهدا و عباده...»

در فضائل اخلاقی و علم و ورع و زهد و عبادت و بندگی پروردگار، بالاتر از امام صادق(ع) ندیدم، او سه حالت را در ایام زندگیش مراعات می‏کرد; یا روزه بود، یا در حال عبادت بود و یا ذکر می‏گفت و نام خدا را بر زبان جاری می‏کرد.

روایت‏شده که: حضرت در نمازش قرآن می‏خواند و از حال می‏رفت.

روزی از او سؤال شد چرا اینگونه می‏شوید؟ فرمود: آنقدر آیات قرآن را تکرار می کنم تا به حالتی روحانی می‏رسم مثل اینکه آن را از خداوند بلا واسطه می‏شنوم.

در عفو و بخشش آن حضرت از کتاب «مشکاه الانوار» نقل شده است که:

روزی مردی خدمت‏حضرت رسید و عرض کرد پسر عمویت نسبت‏به شما اهانت و بدگویی کرد. حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضرکند پس وضو گرفت و داخل نماز شد، راوی گفت: من در دلم گفتم که آن حضرت نفرین خواهد کرد بر او، پس حضرت دو رکعت نماز خواند و فرمود: ای پروردگار: این حق من بود، به او بخشیدم وتو جود و کرامتت از من بیشتراست پس ببخش او را به کردارش نگیر و او را به عملش جزا مده پس دقت کردم و دیدم که آن حضرت پیوسته برای او دعا کرد.

سیمای امام صادق(ع)

درباره سیمای آن حضرت گفته‏اند: میانه بالا، افروخته رو و سفید، کشیده بینی و مشکین‏موی بود و بر گونه‏اش خال سیاهی داشت و به روایت امام رضا(ع) نقش نگینش «الله ولی عصمتی من خلقه‏» و به روایتی دیگر «الله خالق کل شی‏ء» و به روایت معتبر دیگر: «انت ثقتی فاعصمنی من الناس‏» بود.

سیره امام صادق(علیه السلام)

1.آراستگی ظاهر

امام جعفر صادق(ع)

در لباس پـوشیدن هم ظاهر را حفظ مى كرد و هـم توانایى مالى را و مـى فـرمو د:

“ بهتـریـن لباس در هر زمان، لباس معمـول مردم همان زمان است.”

هم لباس نـو مى پـوشید و هم لباس وصله دار. هـم لباس گران قیمت مى پـوشید و هـم لباس كـم بها و مى فرمـود: “اگر كهنه نباشد، نو هـم نیست.”

لباس كـم بها و زبر را زیر ولباس نرم و گران قیمت را روى آن مى پـوشید وچون “ سفیان ثورى “ زاهد به وى اعتـراض كـرد كه” پـدرت علـى (علیه السلام) لبـاسـى چنیـن و گــــرانبها نمـى پـوشید “ فرمـود :

“ زمان علـى(علیه السلام) زمان فقر و ندارى بـود واكنـون همه چیزفراوان است. پـوشیدن آ ن لباس درایـن زمان لباس شهرت است و حرام خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و چـون به بنده اش نعمتـى مـى دهـد، دوست دارد بنده اش آن را آشكار كنـد.”

سپـس آستیـن را بالا زد و لباس زیر را كه زبر و خشـن بـود ، نشان داد و فرمـود:

“ لباس زبر و خشـن را براى خدا پـوشیده ام و لباس روئیـن را كه نـو و گـرانبها است بـراى شما.”

هنگـام احـرام و انجام فریضه حج برد سبز مـى پـوشید و به گاه نماز پیراهـن زبر و خشـن و پشمین.

به وضع ظاهر خود بسیار اهمیت مى داد. ظاهرش همیشه مرتب و لباسـش اندازه بود.

لباس سفیـد را بسیار دوست داشت و چـون به دیـدن دیگران مى رفت آن را برتـن مى كرد.

2.غذا خوردن

به هنگام غذا خـوردن چهار زانـو مـى نشست و گاهـى هـم بر دست چپ تكیه مى كرد و غذا مى خورد. رعایت بهداشت را بـویژه به هنگام غذا خوردن بسیار مهم مى شمرد.

همواره هـم پیـش از غذا خوردن دستانـش را مى شست وهم بعد از غذا، با ایـن تفاوت كه پیش از غذا بعد از شستـن ، با چیزى چـون حوله خشك نمى كرد ولى پـس از غذا آنها را مى شست و خشك مى كرد. اگرهنگام غذا خـوردن دستانـش تمیز بود آنها را نمى شست.

بعد از غذا خـوردن خلال مـى كرد. همیشه غذا را با گفتـن “ بسم الله “ شروع مى كرد و با جمله” الحمدالله “ به پایان مـى برد. نیز غذا را با نمك آغاز وبـا سـركه تمـام مـى كـرد. همـواره به انـدازه غذا مـى خورد و از پرخـورى پرهیز مـى كـرد.

3. عبادت

امام صادق(علیه السلام) از اعاظم عباد واكابر زهاد بـود.از سه حال خارج نبـود: یا روزه داشت، یا نمازمى خـوانـد ویا ذكر مـى گفت.

قرآن را بسیار بزرگ مى داشت و آن را در چهارده بخش قرائت مى فرمود. وقتى مى خواست قرآن تلاوت كند، قرآن را كه به دست راست خویش مى گرفت ، دعایى مى خواند كه به عهد بودن قرآن وتعهدات انسان در قبال این قرار داد، اشاره دارد.

4. كار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام جعفر صادق(ع)

امام صـادق(علیه السلام) در زنـدگـى بـرنامه اى منظم داشت و هـركارى را به موقع انجام مى داد; چنانكه خـود فرمود: “ بى حیا بى ایمان است وبى برنامه بى چیز “

مجلـس درس و بحث و مناظره ها و مذاكرات علمى بـا شـاگـردان، یـاران و سـران مذاهب دیگـر وقت معینــى داشت و پرداختـن به امور زندگى و كار در مزرعه و باغ نیز وقت خاص خودش را.

امام صـادق(علیه السلام) نه تنها پیـروان و یارانـش را به كـارهاى درست و تجارت صحیح تشویق مى كرد بلكه خـود نیزگاهى به تجارت مى پرداخت. اما نه به دست خـویـش. بلكه سرمایه اش را دراختیاركارگزاران و افراد مطمئن قرار مى داد تا با آن تجارت كنند.

5- شجاعت

امام صادق(علیه السلام) در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد واقدام حق طلبانه راانجام دهد، هرچند باعكس العمل تندى رو به رو شود .

لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. وبه این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى كرد. و آن گاه كه فرماندار مدینه در حضور بنى هاشم در خطبه هاى نماز به على (علیه السلام) دشنام داد ، امام چنان پاسخى كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد.

6. برخورد با حاكمان

امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد ; زیرا حكومت را غاصب مى دانست وحاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این كار از ناحق بودن آنان ، چشم پوشى مى شد و تنها زمانى كه اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن جا مى رفت; لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت : چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمىآیى ؟ امام در پاسخ نوشت:

نزد ما چیزى نیست كه به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم ، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست كه به آن امیدوار باشیم.

تو نعمتى ندارى كه بیاییم و به خاطر آن به تو تبریك بگوییم و آنچه كه اكنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم.

منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت كنى. امام نیز نوشت : كسى كه آخرت را بخواهد، با توهمنشین نمى شود و كسى كه دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى كند.


منابع:

1. مجله، کوثر، شماره 23

2. شبکه امام صادق(عله السلام)




طبقه بندی: امام صادق (ع)،
[ یکشنبه 1 اسفند 1389 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

پیامبر اکرم (ص) در سن 4 سالگی کودک به نزد مادر آمد و مدتی بعد در حین مسافرت، مادر نیز درگذشت و تا 8سالگی  كه جدش عبدالمطلب در گذشت نزد ایشان بود و طبق وصیت او ابوطالب عموى بزرگش ، (پدر بزرگوار امیرالمؤمنین على علیه السلام ) عهده دار كفالت او شد.

ولادت

 پیامبر اعظمولادت پیغمبر اكرم به اتفاق شیعه و سنى در ماه ربیع الاول است ،(1) گو این كه اهل تسنن بیشتر روز دوازدهم را گفته اند و شیعه بیشتر روز هفدهم را، به استثناى شیخ كلینى صاحب كتاب كافى كه ایشان هم روز دوازدهم را روز ولادت مى دانند. رسول خدا در چه فصلى از سال متولد شده است ؟ در فصل بهار. در السیرة الحلبیة مى نویسد: ولد فى فصل الربیع ، در فصل ربیع به دنیا آمد. بعضى از دانشمندان امروز حساب كرده اند تا ببینند روز ولادت رسول اكرم با چه روزى از ایام ماههاى شمسى منطبق مى شود، به این نتیجه رسیده اند كه دوازدهم ربیع آن سال مطابق مى شود با بیستم آوریل ، و بیستم آوریل مطابق است با سى و یكم فروردین ، و قهرا هفدهم ربیع مطابق مى شود با پنجم اردیبهشت . پس قدر مسلم این است كه رسول اكرم در فصل بهار به دنیا آمده است حال یا سى و یكم فروردین یا پنجم اردیبهشت .

در چه روزى از ایام هفته به دنیا آمده است ؟ شیعه معتقد است كه در روز جمعه به دنیا آمده اند، اهل تسنن بیشتر گفته اند در روز دوشنبه . در چه ساعتى از شبانه روز به دنیا آمده اند؟ شاید اتفاق نظر باشد كه بعد از طلوع فجر به دنیا آمده اند، در بین الطلوعین .(2)

دوران كودكى

عبدالله، جوانى بود كه در همه مكه مى درخشید. جوانى بود بسیار زیبا، بسیار رشید، بسیار مؤدب، بسیار معقول كه دختران مكه آرزوى همسرى او را داشتند. او با مخدره آمنه دختر وهب كه از فامیل نزدیك آنها به شمار مى آید، ازدواج مى كند. در حدود چهل روز بیشتر از زفافش ‍ نمى گذرد كه به عزم مسافرت به شام و سوریه از مكه خارج مى شود و ظاهرا سفر، سفر بازرگانى بوده است . در برگشتن مى آید به مدینه كه خویشاوندان مادر او در آنجا بودند، و در مدینه وفات مى كند. عبدالله وقتى وفات مى كند كه پیغمبر اكرم هنوز در رحم مادر است . محمد صلى الله علیه و آله یتیم به دنیا مى آید یعنى پدر از سرش رفته است .

به رسم آن وقت عرب ، براى تربیت كودك لازم مى دانستند كه بچه را به مرضعه بدهند تا به بادیه ببرد و در آنجا به او شیر بدهد. حلیمه سعدیه (حلیمه ، زنى از قبیله بنى سعد) از بادیه مى آید به مدینه كه آن هم داستان مفصلى دارد. این طفل نصیب او مى شود كه خود حلیمه و شوهرش ‍ داستانها نقل مى كنند كه از روزى كه این كودك پا به خانه ما گذاشت ، گویى بركت ، از زمین و آسمان بر خانه ما مى بارید. این كودك تا سن چهار سالگى دور از مادر و دور از جد و خویشاوندان و دور از شهر مكه ، در بادیه در میان بادیه نشینان ، پیش دایه زندگى مى كند. در سن چهار سالگى او را از دایه مى گیرند.

مادر مهربان، این بچه را در دامن خود مى گیرد،... در نظر بگیرید، زنى كه شوهرى محبوب و به اصطلاح شوهر ایده آل داشته است به نام عبدالله كه آن شبى كه با او ازدواج مى كند به همه دختران مكه افتخار مى كند كه این افتخار بزرگ نصیب من شده است . هنوز بچه در رحمش است كه این شوهر را از دست مى دهد. براى زنى كه علاقه وافر به شوهر خود دارد، بدیهى است كه بچه براى او یك یادگار بسیار بزرگ از شوهر عزیز و محبوبش ‍ است ، خصوصا اگر این بچه پسر باشد. آمنه تمام آرزوهاى خود در عبدالله را، این كودك خردسال مى بیند. او هم كه دیگر شوهر نمى كند. جناب عبدالمطلب پدر بزرگ رسول خدا، علاوه بر آمنه ، متكفل این كودك كوچك هم هست .

حضرت محمد (ص)

قوم و خویش هاى آمنه در مدینه بودند. آمنه از عبدالمطلب اجازه مى گیرد كه سفرى براى دیدار خویشاوندانش به مدینه برود و این كودك را هم با خودش ببرد. همراه كنیزى كه داشت به نام ام ایمن با قافله حركت مى كند. مى رود به مدینه دیدار دوستان را انجام مى دهد. (سفرى كه پیغمبر اكرم در كودكى كرده ، همین سفر است كه در سن پنج سالگى ، از مكه رفته به مدینه ). محمد صلى الله علیه و آله با مادر و كنیز مادر بر مى گردد.

در بین راه مكه و مدینه ، در منزلى به نام ابواء كه الان هم هست ، مادر او مریض مى شود، به تدریج ناتوان مى گردد و قدرت حركت را از دست مى دهد در همان جا وفات مى كند این كودك خردسال مرگ مادر را در خلال مسافرت ، به چشم مى بیند. مادر را در همانجا دفن مى كند و همراه ام ایمن ، این كنیز بسیار بسیار با وفا كه بعدها زن آزادشده اى بود و تا آخر عمر خدمت رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسین علیه السلام را از دست نداد و آن روایت معروف را حضرت زینب از همین ام ایمن روایت مى كند، و در خانه اهل بیت پیامبر پیر زن مجلله اى بود بر مى گردد به مكه .

 عبدالمطلب دیگر بعد از مرگ این مادر، تمام زندگیش شده بود رسول اكرم ، و بعد از مرگ عبدالله و عروسش آمنه ، این كودك را فوق العاده عزیز مى داشت و به فرزندانش مى گفت كه او با دیگران خیلى فرق دارد، او از طرف خدا آینده اى دارد و شما نمى دانید. وقتى كه مى خواست از دنیا برود، ابوطالب كه پسر ارشد و بزرگتر و شریفتر از همه فرزندان باقیمانده اش ‍ بود دید پدرش یك حالت اضطرابى دارد. عبدالمطلب خطاب به ابوطالب گفت : من هیچ نگرانى از مردن ندارم جز یك چیز و آن ، سرنوشت این كودك است.

این كودك را به چه كسى بسپارم ؟ آیا تو مى پذیرى ؟ تعهد مى كنى از ناحیه من كه كفالت او را بر عهده بگیرى ؟ عرض كرد: بله پدر! من قول مى دهم ، و كرد. هشت ساله(3)بود كه جدش عبدالمطلب در گذشت و طبق وصیت او ابوطالب عموى بزرگش ، (پدر بزرگوار امیرالمؤمنین على علیه السلام ) عهده دار كفالت او شد.(4)

شغل ها

پیغمبر اكرم چه شغلهایى داشته است ؟ جز شبانى و بازرگانى ، شغل و كار دیگرى را ما از ایشان سراغ نداریم . بسیارى از پیغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانى مى كرده اند (حالا این چه راز الهى اى دارد، ما درست نمى دانیم ) هم چنان كه موسى شبانى كرده است . پیغمبر اكرم هم قدر مسلم این است كه شبانى مى كرده است . گوسفندانى را با خودش به صحرا مى برده است ، رعایت مى كرده و مى چرانیده و بر مى گشته است . بازرگانى هم كه كرده است . با این كه یك سفر، سفر اولى بود كه خودش مى رفت به بازرگانى (فقط یك سفر در دوازده سالگى همراه عمویش رفته بود.) آن سفر را با چنان مهارتى انجام داد كه موجب تعجب همگان شد.


پی نوشت ها:

1. در سال 570 بعد از میلاد متولد شد؛ در چهل سالگى به نبوت مبعوث گشت ؛ سیزده سال در مكه مردم را به اسلام دعوت كرد و سختیها و مشكلات فراوان متحمل شد و در این مدت گروهى زبده تربیت كرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آنجا را مركز قرار داد. ده سال در مدینه آزادانه دعوت و تبلیغ نمود و با سركشان عرب نبرد كرد و همه را مقهور ساخت . پس از ده سال همه جزیرة العرب مسلمان شدند. آیات كریمه قرآن تدریجا در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد... رسول اكرم در سال یازدهم هجرى ، یعنى یازدهمین سال هجرت از مكه به مدینه ، كه بیست و سومین سال پیامبرى او و شصت و سومین سال از عمرش بود در گذشت . (وحى و نبوت ، ص 128)

2. سیرى در سیره نبوى ، ص 264.

3. وحى و نبوت ، ص 129.

4. سیرى در سیره نبوى ، صص 267 265 و هم چنین ر.ك به : وحى و نبوت ، صص 130 128.

منبع: تاریخ اسلام در آثار شهید مطهرى(ره) جلد اول




طبقه بندی: حضرت محمد (ص)،
[ یکشنبه 1 اسفند 1389 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]
درباره وبلاگ

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِکَ
(التماس دعا)
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست
لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
توآشناترینی و غربت نصیب توست !
دعای امام رضا برای فرزندش مهدی:
بارالها
اورا قائم منتظر قرار ده و او را با یاری قدرتمند و پیروزی نزدیک توانا کن،و او را وارث غرب و شرق جهان که برکتشان دادی قرار ده سنت پیامبرت را به او زنده کن تا هیچ حقی را به خاطر ترس از مخلوقی پنهان ندارد.یاورش را نیرو ده،ودشمنش را خوار،و هرکه با او بستیزد و مکر کند نابودکن
با سلام خدمت دوستان وهمراهان عزیزخوش آمدید.
از شما همراهان ودوستان خوب وشیفته آقا امام رضا خواهشمندم با ارائه نظرات خود مرا در رفع عیوب این وبلاگ یاری کنید.
لینکستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic