امام رضا
اللهم عجل لولیک الفرج

فردا آخرین جمعه ی سال است و ما همچنان ادعای انتظار مهدی (عج) را داریم میگویم ادعا چون هرچه به خود و اطرافم نگاه میکنم میبینم جز خون کردن دل مولا کاری نمیکنیم وقتی خوب نگاه کنی میبینی در طول روز دروغ میگوییم، ظلم میکنیم، ریا میکنیم، به هرچه دوست داریم نگاه میکنیم و هر کاری که دوست داریم انجام میدهیم و حد و مرزی برای کارهایمان قائل نیستیم و اسم خود را منتظرگذاشته ایم.

روز نیمه شعبان به اسم تولد حضرت جشن میگیرند و زیر پرچم یا مهدی دختر و پسر جمع میشوند و می رقصند کافی است یک بار به جشن هایی که در خیابان ها و میدان های شهر میگیرند سر بزنید تا خودتان ببینید به اسم مولا چه کارهایی  که نمیکنند. کافی است به خیابان ها بروید تا ببینید حیا از شهرمان رخت بر بسته. کمتر کسی است که این روزها گذشت کند، دروغ نگوید، ریا نکند.

اداره ها هم وضع خوبی ندارند. دیگر کمتر کارمندی پیدا میشود که رشوه نگیرد و در وقت اداری به جای راه انداختن کار مردم به خوردن صبحانه و چای مشغول نباشد. عروسی هایمان هم که دیگر هیچ! مشروب می خورند محرم و نا محرم هم که از مد افتاده و باید مختلط باشد و بعضی جاها هم که جدا هستند وقتی مراسم تمام میشود اگر به مهمانی آخر شب نروند دم در می ایستند و تو خیابون با هم روبوسی و... میکنند. عزاداریمان برای امام حسین هم شده مزاحمت برای دیگران. ساعت 11 به بعد طبل هایی که از بزرگی نمیتوان دست گرفت و روی چرخ حمل میشود را راه می اندازیم و تا ساعت1میزنیم و راه مردم را میبندیم. در مجلس ابا عبدالله هم دست از گناه بر نمیداریم و به اسم هیئت در راه اگر شد هم شماره ای رد و بدل میکنیم و.. نماز خواندمان هم دقیقه ی 90 است بعد از دیدن تمام سریال ها و فوتبال ها ساعت 11 یادمان می افتد که نماز نخوانده ایم و با اکراه بلند میشویم و میخوانیم. اما چه خواندنی 100 دفعه خمیازه میکشیم و حواسمان هم به همه جا هست به جز نماز.

با این حال اسم خود را شیعه علی گذاشته ایم و هر سال محرم نشسته ایم و از مردم کوفه بد میگوییم و همه اش یا لیتنی کنی معک می گوییم. مگر برای فرزندش مهدی چه کرده ایم که اگر در کربلا بودیم برای خودشان میکردیم؟! شاید اگر الان هم مهدی قیام کند ما همانند همان مردم کوفه ای که همیشه لعنشان میکنیم مقابل امام بایستیم و به امام تیر بیاندازیم نه برای امام. وای به روزی که مهدی بیاید و ما کوفی شویم.

اگر آن زمان امام علی با وجود آن همه یار از دست کارهای امتش شبانه به نخلستان میرفت و سر در چاه میکرد و میگریست امروز مهدی که غریب است کجا برود آیا رواست ما با کارهایمان اشک ایشان را درآوریم

خدا می داند در دفتر امام زمان جزو چه کسانی هستیم؟! کسی که اعمال بندگان در هفته دو روز(دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم آن طور که باید باشیم، نیستیم.




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ پنجشنبه 26 اسفند 1389 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]
                                           امام زمان (عج) جمکران

شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که وسیله رسیدن برکات به مخلوقات است، چه نیازی به دعای مردم دارد؟ نوشتار حاضر بدین سوال پاسخ می دهد.


برای پاسخ به این سؤال چند وجه را باید در نظر گرفت؛ اول اینکه دعای ما برای آن حضرت، از باب هدیه شخص حقیر فقیری به رادمرد بزرگواری است که نشان نیاز این شخص فقیر به بخشش آن بزرگوار می‌باشد. وجه دیگر اینکه آنچه از روایات به دست می‌آید، این است که زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از امور بدائی است؛ یعنی امکان پیش و پس افتادن آن وجود دارد. بنابراین شاید جلو افتادن این امر، به جدیت و اهتمام اهل ایمان در دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت مشروط باشد. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین آمده است: « خداوند به ابراهیم علیه‌السلام وحی فرستاد که به رأیش فرزندی متولد خواهد شد. آن جناب این خبر را به ساره داد. ساره گفت: آیا من فرزندی به دنیا خواهم آورد، در حالی که پیرزنم؟ پس خداوند به ابراهیم علیه‌السلام وحی فرستاد که او (ساره) فرزند‌دار می‌شود و فرزندانش چهارصد سال عذاب خواهند شد به خاطر اینکه سخن مرا رد کرد. وقتی عذاب و سختی بر بنی‌اسرائیل طول کشید، به درگاه خداوند چهل روز گریه و ناله کردند؛ پس خداوند به موسی و هارون علیهما‌السلام وحی فرستاد که بنی‌اسرائیل را خلاص کنند و از صد و هفتاد سال صرف نظر کرد. پس شما نیز اگر این کار را بکنید خداوند از ما فرج می‌کند، ولی اگر چنین نباشید این امر تا آخرین حد خواهد رسید».1

وجه دیگر این قضیه این است که امامان علیهم السلام ـ به مقتضای وضع انسانی خود ـ به بیماری‌ها و غم‌ها و اندوه‌هایی دچار می‌شوند که وسایلی برای دفع آن‌ها وجود دارد و برخی از آن وسایل از اهل ایمان ساخته است. از مهم‌ترین وسایل دفع بلا و گرفتاری، جدیت و اهتمام در دعا کردن و از خدا خواستن است؛ چنانکه در روایتی آمده است: «به درستی که دعا قضا را برمی‌گرداند و پیچیدگی آن را باز می‌کند؛ چنانکه رشته نخ واتاب شود با اینکه به سختی تابیده شده باشد».2

در روایتی دیگری که از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که به زراره چنین فرمود: «آیا تو را راهنمایی نکنم به چیزی که رسول الله صلی الله علیه و آله در آن استثنایی نزده است؟ زراره عرض کرد: چرا. فرمود: دعا که قضای پیچیده سخت را برمی‌گرداند».3

بنابراین هرگاه مؤمن، ابتلای مولای خودش را ـ که از جانش عزیزتر است ـ احتمال دهد که امام او به یکی از امور یاد شده دچار گردیده، کوشش و جدیت خواهد کرد که به وسیله دعا، آن را از او دور گرداند، همان طور که وسایل از او دفاع می‌نماید.

وجه دیگر این است که ما هدف ارزنده‌ای در زندگی داریم که موانعی نیز راه رسیدن به آن را سد کرده است؛ بنابراین باید در دفع و رفع آن موانع بکوشیم و چون تأخیر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب موانعی است که از سوی ما و اعمال و گفتار ما سرچشمه گرفته است، بر ما واجب می‌باشد که از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهیم. پس دعا کردن برای تعجیل فرج امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ، در حقیقت دعا برای خودمان و سودمند به حالمان می‌باشد؛ هم چنانکه در توقیعی از آن حضرت آمده است: «و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج، که آن فرج شما است».4 این بیان حضرت، نشان بی‌نیازی آن امام همام از دعاهای ما می‌باشد.

امام زمان (عج)

همچنین باید توجه داشت که فضل و لطف و رحمت الهی، حد و مرزی ندارد و در وجود امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز کمبود و نقصانی که مانع پذیرش فیض الهی باشد، نیست؛ از این رو هیچ مانعی ندارد که با دعای مؤمنین برای مولایشان، عنایت و لطف مخصوصی به حضرت برسد.

امامان علیهم السلام وسیله و واسطه رسیدن فیض به بندگان، علت غائی و هدف از آفرینش مخلوقات هستند و فیض خداوند به وسیله ایشان به مخلوقات برسد، اما در عین حال از لوازم و ویژگی‌های بشری نیز برخوردار می‌باشند و برای زندگی ظاهری خود به آنچه از زمین می‌روید، نیازمند هستند؛ همان‌طور که سایر مردم محتاج هستند. نتیجه و ثمر درود فرستادن مؤمنین بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله، هم به خود درود فرستادگان برمی‌گردد و هم به کسانی که بر آن‌ها درود فرستاده شده، نه از این جهت که به صلوات و درود فرستادن مؤمنین احتیاجی باشد؛ بلکه از این جهت که آن‌ها ـ پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله ـ قابلیت و شایستگی دارند؛ زیرا خداوند بلند مرتبه فیوضاتی که حد و نهایت ندارد، به ایشان ارزانی داشته است؛ چرا که همیشگی و استمرار این فیوضات، از لوازم قدرت کامل و تمام و همگانی و همیشگی خداوند می‌باشد.

ممکن است این ذهنیت به وجود آید که میان فرمان به دعا برای تعجیل فرج و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و احادیثی که از تعجیل در ظهور نهی کرده است، تناقض وجود دارد. باید در نظر داشت که آن شتابی که از آن نهی شده است، سه نوع می‌باشد:

1. شتابی که موجب یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شود؛ زیرا آدمی به خاطر کم صبری و ناشکیبایی چنین تصور می‌کند که اگر ظهور شدنی بود، هم اکنون واقع می‌شد و به تأخیر افتادن آن، آدمی را به سوی انکار امام عجل الله تعالی فرجه الشریف سوق می‌دهد.

امام زمان

2. شتابی که با تسلیم فرمان خدا شدن و رضا داشتن به قضا و حکم خدا منافات داشته باشد. در این نوع درخواست شتاب برای ظهور، اگر ظهور به عقب افتد، فرد به سوی انکار حکمت آفریدگار بلند مرتبه کشیده می‌شود. از این رو در دعایی که توسط جناب عثمان بن سعید عمری روایت شده چنین می‌خوانیم: «پروردگارا مرا بدان (امر غیبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخیر انداخته‌ای، جلو بیفتد و آنچه را تعجیل بخواهی، من به تأخیرش مایل نباشم؛ و هرچه تو در پرده قرارداده‌ای، افشایش را نطلبم؛ و در آنچه نهان ساخته‌ای کاوش ننمایم و در تدبیر امور جهان با تو (که همه مصالح را می‌دانی) به نزاع نپردازم؛ و نگویم که چرا و چگونه و به چه جهت ولی امر غائب آشکار نمی‌شود و ظهور نمی‌کند، در حالی که زمین پر از ستم گردیده است؟! ...».5 آنچه از این نوع احادیث به دست می‌آید، این است که زمان فرج و ظهور از اموری است که ممکن است مورد «بداء» واقع گردد؛ بنابراین وقتی انسان دلباخته امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک شدن وقت دیدار و ظهور آن حضرت را ممکن بداند که با کوشش و اهتمام در دعا کردن برای این مقصود تحقق پذیر است، تمام تلاش و جدیت خود را در این راه مبذول خواهد داشت و این کار هیچ‌گونه منافاتی با تسلیم بودن به آنچه در علم الهی تقدیر شده، ندارد. اگر قرار باشد وقت معین ظهور را که قضای غیرقابل تغییر و تبدیل الهی بر آن تعلق گرفته است، بداند، دیگر جایی برای دعا کردن نمی‌ماند و باید به امر پروردگار تسلیم شد.

3. شتاب و عجله‌ای که سبب پیروی از گمراهان و گمراه‌کنندگان و شیاطین بدعت‌گذار شود که پیش از ظاهر شدن علامت‌های حتمی که از پیشوایان معصوم علیهم السلام روایت شده است، به فریب دادن افراد اقدام می‌نمایند.

بنابراین عجله کردن بر دو قسم است: ممدوح و مذموم؛ عجله مذموم، آن است که آدمی خواستار انجام گرفتن چیزی، پیش از رسیدن وقت آن باشد که عقلاً و نقلاً زشت و بد است و عجله ممدوح، آن است که شخص در اولین فرصت ممکن، تحقق یافتن امری را بخواهد.


پی‌نوشت:

? برگرفته از مکیال المکارم در فوائد دعا برای قائم(ع)، سید محمد تقی موسوی اصفهانی.

1. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 131.

2. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 469.

3. همان، ج 2، ص 470.

4. صدوق، کمال‌الدین، ج 2، ص 485؛ طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 284؛ مجلسی، همان، ج 53، ص 181.

5. صدوق، همان، ج 2، ص 512.




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ پنجشنبه 5 اسفند 1389 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

ای منصور! امر فرج اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه سخت مأیوس شوید. بلکه - قسم به خدا - که تا خوب و بد شما از یکدیگر جدا شوید نه، بلکه به خدا قسم، تا اینکه همگی شما امتحان شوید، نه بلکه به خدا قسم تا آنگاه، که شقی شود آنکه شقی است و سعید گردد آنکه سعید است


امام زمان (عج)

اول - امام باقر علیه السلام فرمود:

ای شیعیان آل محمد - صلی الله علیه وآله -! یقینا ناخالص های شما از شما جدا خواهند شد. همچون سرمه در چشم که سرمه کش می داند چه زمان سرمه در چشم می رود، اما نمی داند کی از چشمم می رود. ناخالص های شما هم صبح می کنند در حالی که بر امیری از ولایت ما گام بر می دارند. وغروب می کنند، در حالی که از آن بیرون رفته اند. و(بالعکس) شامگاهان در مسیری از ولایت مایند و صبح می کنند در حالی که از آن خارج شده اند.(1)

دوم - امام باقر علیه السلام فرمودند:

شما (شیعیان) آنقدر انتظار خواهید کشید تا همچون بزی که در حال جان دادن باشد بشوید، برای قصاب فرق نمی کند که کجای بز مریض و نحیف را بگیرد! برای شما هیچ کدام مقامی نخواهد ماند که از آن بالا روید و یا تکیه گاهی که در کارهای خود به او تکیه کنید!.(2)

سوم - امام صادق علیه السلام خطاب به منصور صیقل:

ای منصور! امر فرج اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه سخت مأیوس شوید. بلکه - قسم به خدا - که تا خوب و بد شما از یکدیگر جدا شوید نه، بلکه به خدا قسم، تا اینکه همگی شما امتحان شوید، نه بلکه به خدا قسم تا آنگاه، که شقی شود آنکه شقی است و سعید گردد آنکه سعید است.(3)

چهارم - منصور صیقل گوید:

گروهی بودیم نزد امام صادق علیه السلام نشسته و حدیث می گفتیم امام رو به ما کرد و فرمود:

در چه موضوعی با یکدیگر بحث می کردید؟ نه، نه به خدا قسم آنچه که چشمهایتان را به سویش دوخته اید (کنایه از انتظار فرج آل محمد است) اتفاق نمی افتد تا آنکه همگی شما غربال شوید، نه به خدا قسم آنچه که دیده را به سویش دوخته اید واقع نمی شود، تا آنگاه که خوب و بد شما از یکدیگر جدا شوید.

نه، به خدا قسم آنچه انتظارش را می کشید جز بعد از نومیدی واقع نشود، نه، به خدا قسم آنچه به انتظار آن چشم دوخته اید اتفاق نیفتد تا بدبخت، بدبخت شود و خوشبخت به سعادت برسد.(4)

پنجم - امام کاظم علیه السلام فرمود:

وقتی که پنجمین فرزند از هفتمین امام، غایب شود پس بر شما باد بر شما باد به دین هایتان که احدی آن را از شما زایل نکند. فرزندانم حتما برای صاحب الامر غیبتی است تا هر کس قائل به امامت است از آن برگردد، به تحقیق که آن آزمایشی است از جانب خداوند که خلقش را به آن امتحان کند.(5)

ششم - جابر: به امام باقر عرض کردم:

گشایش امر شما چه زمان واقع شود؟

فرمود: هیهات، هیهات، فرج وگشایش ما صورت نگیرد تا آنکه همه ی شما غربال شوید،همه غربال شوید، همه غربال شوید - سه بار فرمودند - تا ناصافی ها بروند و خالص ها باقی بمانند.(6)

هفتم - ابراهیم بن هلیل به امام رضا علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، پدرم بر این امر (امامت و فرج آل محمد) مرد ومن هم به این سن و سال کهولت رسیده ام که می بینی! (می ترسم) بمیرم و هیچ خبری به من ندهی؟

- امام علیه السلام: ای ابا اسحاق عجله داری؟

- بله والله عجله دارم. چگونه تعجیل نکنم در حالی که به این سن و سال رسیده ام که می بینی؟!

- اما ای ابا اسحاق به خدا قسم این امر اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه خوب و بد همگی شما از هم جدا شوید و همگی امتحان شوید تا جز گروهی اندک از شما نماند، - آنگاه دستش را به سمت جمعیت کشاند و بالا برد - (کنایه از آنکه این همه جمعیت، کم خواهند شد).(7)

امام زمان (عج)

هشتم - امام رضا علیه السلام:

به خدا قسم، آنچه چشمهایتان را به آن دوخته اید واقع نمی شود مگر بعد از آزمایش و جدائی شما از یکدیگر، و تا آنجا که جز تعداد بسیار کمی از شما شیعیان باقی نماند.(8)

نهم - راوی گوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود:

گفتار شما (شیعیان) دلهای مردم (نااهل) را ناخوش آید، احادیثی را بر آنها عرضه کنید اگر پذیرا بودند زیادترش کنید و هر کس منکر بود رهایش کنید زیرا که یقینا فتنه ای به سراغ شما خواهد آمد که هر دوست و همراهی را از بین ببرد تا آنکه حتی اگر بر یک مو وارد شود آن را به دو مو تبدیل کند، در این فتنه جز ما و شیعیان (خالص) ما باقی نخواهند ماند.(9)

دهم - امام محمد باقر علیه السلام:

همه ی مؤمنان مورد ابتلا و آزمایش واقع شوند تا آنکه اهل ایمان جدا شوند، آری خداوند مؤمنین را از بلای دنیا وسختی های آن ایمن نکرده، او آنها را از کوری وشقاوت در آخرت در امان نگهداشته است.

سپس فرمود: حضرت سید الشهداء بعضی کشتگان (عاشورا) را بر بعضی دیگر قرار داده و فرمود: کشتگان ما کشته شدگان پیامبران وخانواده ی پیامبرانند.(10)


پى‏نوشت‏ها:

(1) بحار الانوار 101:52:ح 2.

(2) بحار الانوار 110:25 ح 15.

(3) بحار الانوار 111:52:ح 20.

(4) بحار الانوار 112:52 ح 23.

(5) بحار الانوار 113:52 ح 26.

(6) بحار الانوار 113:52 ح 28.

(7) بحار الانوار 113:52 ح 29.

(8) بحار الانوار 114:52 ح 30.

(9) بحار الانوار 1105:52 ح 36.

(10) بحار الانوار 117:52 ح 39.




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ سه شنبه 26 بهمن 1389 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

چرا سرداب برای شیعیان تقدس دارد؟ و برای ورود به آن اذن دخول میخواهند؟


متبرک و مقدس بودن سرداب سامرا به خاطر زندگی کردن سه امام آخر شیعیان در آن محل است. سرداب مقدس جایی است که ائمه ما در آنجا عبادت و اقامت کرده‌اند، لذا برای شیعیان عزیز و محترم است.

امام زمان (عج)سرداب سامرا هیچ گونه ارتباطی با مسأله غیبت، ظهور و سکونت امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت ندارد. پس سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر سرداب نه محل ظهور امام مهدی(علیه السلام) است و نه محل سکونت و مخفی‌‌گاه او، چرا شیعیان آن مکان را متبرک می‌دانند و زیارت می کنند و در کتب ادعیه آنها برای آن مکان زیارتها و دعاها و اعمال مخصوص ذکر شده است؟ برای ورود به سرداب اذن دخول می خوانند و در آنجا به ائمه و مخصوصاً امام مهدی(علیه السلام) سلام می دهند و آنها را مورد خطاب قرار می دهند ؟و چرا به آن احترام زیادی میگذارند ؟

پاسخ :

سرداب خانه امام عسکرى(علیه السلام) از آن جهت که محل سکونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنى امام هادى، امام حسن عسکرى و امام مهدى(عج) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخى، قبر بیش از بیست و دو تن از امام ‌‌زادگان نیز در آن محل واقع شده که این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مکان شریف در نزد اولیاى الهى است. بر این اساس، شیعیان همیشه پس از زیارت مرقد نورانى حضرت هادى(علیه السلام) و حضرت عسکرى(علیه السلام) در این سرداب حاضر مى‌‌شوند و در آنجا به نیایش و عبادت مى‌‌پردازند.

اگر بخواهیم دلایل توجه شیعیان به این سرداب را دسته‌‌بندى کنیم، به ترتیب زیر خواهد بود:


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ دوشنبه 25 بهمن 1389 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

شیعه اعتقاد ندارد که غیبت امام در سرداب است و خودشان او را در سرداب مخفى کرده‏اند و از همان جا نیز ظهور خواهد کرد، بلکه اعتقاد شیعه -که با احادیث تأیید شده- آن است که او از مکه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد کرد. هرگز کسى قائل نشده که سرداب مقدّس، آن نور را در خود مخفى کرده است.


مسجد جمکران

نویسندگان متقدم اهل سنت تنها این افتراء را می زدند که شیعه سرداب را محل ظهور می‌داند اما نویسندگان بعدی آنان به جای تتبع و رفع خطا و اشتباه سلف خود و بیان حقیقت، پا را فراتر نهاده و بهتانی دیگر اضافه نموده و ظلمی مضاعف نموده‌اند. اینها می گویند (علاوه بر محل ظهور) شیعه معتقد است امامشان در این سالیان متمادی در سرداب به سر می برد و محل سکونت او نیز می باشد

ذهبی(م747): درمورد فرزند امام حسن عسگری می گوید: والرافضة تقول:لم یمت بل اختفی فی السرداب. (1)  ابن حجر(م825) در مورد مسأله‌ای، سخن ذهبی را تکرار می کند که کسی این مسأله را باور نمی کند. الا من یؤمن بوجود محمد ابن حسن فی السرداب ثم بخروجه الی الدنیا فیملأ الأرض عدلا.(2)

و در معاصرین، نویسنده اهل سنت یعنی عبد الله علی القصیمی ساکن قاهره صاحب کتاب سراسر افتراء و دروغ (الصراع بین الاسلام و الوثنیه )که معتقدین به خدا و پیامبر اسلام را بت پرست می خواند در مورد سرداب می گوید: از همه کودن‌ها کودن‌تر و از تمامی اهل جمود، جامدتر و خشک‌مغزتر کسانی هستند که امامشان را در سرداب غایب کرده و قرآن و مصحفشان را همراه او در سرداب، مخفی داشته‌اند. کسانی که همه شب با اسب‌ها و الاغ‌هایشان کنار سردابی که امامشان در آن‌جا غایب شده می‌روند و به انتظارش می‌نشینند و او را برای خروج می‌خوانند و بیش از هزار سال است که آنان پیوسته چنین می‌کنند.... (3)

رفع اتهام:

در هیچ یک از احادیث و متون شیعی چنین سخنی به چشم نمی‌خورد و هیچ عالم شیعی چنین مطلبی را نگفته است؛ بلکه اعتقاد شیعه در مورد مکان حضرت ولی‌عصر (علیه السلام) در دوران غیبت این است که کسی از محل اقامت حضرت در دوران غیبت، اطلاع ندارد. و جریان جزیره خضراء افسانه‌ای بیش نیست. تنها در روایات شیعه اشاره شده که در دوران غیبت صغری برخی از خواص شیعه و در دوران غیبت کبری بعضی از موالیان خاص حضرت از مکان وی مطلع هستند درجواب کسانی مثل «عبد الله علی القصیمی» ، مرحوم علامه امینی صاحب اثر گران سنگ الغدیر چه نیکو پاسخ داده است که می فرماید:

شیعه اعتقاد ندارد که غیبت امام در سرداب است و خودشان او را در سرداب مخفى کرده‏اند و از همان جا نیز ظهور خواهد کرد، بلکه اعتقاد شیعه -که با احادیث تأیید شده- آن است که او از مکه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد کرد. هرگز کسى قائل نشده که سرداب مقدّس، آن نور را در خود مخفى کرده است. بلکه آن سرداب، خانه امامان در سامرّا بوده است. و این مسأله‏اى همگانى در خانه‏هاى عراق است که به جهت حفاظت از گرما مى‏سازند. این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا نموده که به سه نفر از امامان دین منسوب است، خانه‏اى که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوى یافته و در آن اسم و ذکر خدا برده شود».(4)

حتی در گذشته نیز کسی از شیعیان به این معتقد نبوده است که حضرت در سرداب سکونت دارد بنابر این این نسبت نیز کاملا ناروا است و نه تنها حدیث یا مطلب موافق این مسئله در کتب شیعه یافت نمی شود بلکه احادیث وارد در منابع تشیع درست مخالف و ضد این مسئله است. و احادیث بیانگر حضور امام در اماکن مختلف ودیدار ایشان بامردم است مخصوصا در ایام حج.

اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در این دوران غیبت صغری مشخص نیست ولى از روایات و قرائن به دست مى آید که این مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى کرده اند: یکى منطقه عراق و دیگر مدینه منوره که البته روایات متعددى بر این مطلب دلالت دارد:

1- ابوهاشم جعفرى مى گوید:

به امام عسکرى(علیه اسلام) عرض کردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمایم، پس اجازه بفرمایید سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض کردم: اى آقاى من! آیا فرزندى دارید؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد کجا او را پیدا کنیم؟ پس فرمود: در مدینه.(5) 

امام زمان (عج)

2- از امام صادق(علیه اسلام) در این زمینه نقل شده است که فرمود:

براى [حضرت] قائم(عج) دو غیبت است. یکى کوتاه و دیگرى طولانى. در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند. (6).

3- امام باقر(علیه اسلام) در این باره فرمود:

«به ناگزیر براى صاحب این امر عزلت و گوشه گیرى خواهد بود... و طیبه (مدینه) چه منزلگاه خوبى است.»(7) 

همین روایت در کتاب شریف اصول کافى با اندک تفاوتى از امام صادق(علیه اسلام) این گونه روایت شده است:

«به ناچار صاحب الامر غیبت کند و به ناچار در زمان غیبتش گوشه گیرى کند، چه خوب منزلى است طیبه (مدینه).» (8)

از برخى روایات نیز استفاده مى شود که آن حضرت در طول غیبت کبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد

1- از امام باقر  (علیه اسلام) نقل شده است که وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(علیه اسلام) به انبیا را بیان نمودند چنین فرمودند:

 « اما شباهت حضرت مهدى(علیه اسلام) به حضرت عیسى(علیه اسلام) جهانگردى [و نداشتن مکانى خاص] است.» (9) 

2-  على بن ابراهیم بن مهزیار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(علیه اسلام) به نقل از ایشان چنین مى گوید: آن حضرت فرمود:

«همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند که در مجاورت قومى که خداوند بر آنان غضب کرده است قرار نگیرم... و به من فرمود که در کوهها ساکن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساکن نشوم مگر شهرهاى متروکه و بى آب و علف.

پدرم مرا وصیّت کرده که در سرزمین‏هاى مخفى ودور سکنى گزینم تا امرم از مردم مخفى بماند و محلّم از کیدهاى اهل ضلالت و ارتداد و از حوادث امتّ‏هاى گمراه محفوظ بماند. لذا این سفارش، مرا به تپه‏هاى بلند کشانده است».(10) 

در تمامی روایات بالا دیدیم که محل زندگی امام زمان (عج) مشخص نیست و هیچ‌گونه اشاره‌ای به زندگی امام زمان (علیه السلام) داخل سرداب نشده است. و وجود ایشان در سرداب را نفی می کند و نشان می دهد این سخن، افترائی بیش نیست. بنابراین، سزاوار نیست که عدّه‌ای در اثر بی‌اطلاعی، شیعه را متهم کنند که اعتقاد به زندگی حضرت، در سرداب سامراء دارد.


پی نوشت ها:

1- سیراعلام النبلاء، ج12، ص391

2- الاصابة، ج2، ص438

3- الصراع بین الاسلام و الوثنیه عبد الله علی القصیمی ج1، ص374.

4- الغدیر ج3ص309و308

5- اصول کافى، ج2، ص118؛ ؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص232. (مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول) علامه مجلسى ج4/2 دارالکتب الأسلامیة تهران. .   ؛ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص348؛

6- اصول کافى، ج2، ص141

7- شیخ طوسى، کتاب الغیبة، ص162.

8- اصول کافى، ج2، ص140؛ ابن ابى زینب، غیبت نعمانى، ص188.

9- طبرى، دلائل إلامامه، ص291.

10- بحارالأنوار، ج 99، ص 108) 14.   کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص263




طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ دوشنبه 25 بهمن 1389 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]

یکی از مهمترین وظایف ائمه اطهار(علیهم السلام) هدایت کردن بندگان خداست. از طرفی راهنمایی کردن انسانها یکی از حقوقی است که آنها دارند. خداوند امامان را برگزیده تا مردم را به راه راست که همان راه الله است رهنمون سازند. مگر نه این است که فلسفه امامت هدایت و رهبری است. نبود امام در میان مردم چگونه با این مهم سازگار است؟


امام زمان (عج)

امام باید حاضر باشد تا انسانها را به مقصود رهنمون سازد. راه را از چاه نشان داده قوانین و دستورات الهی را تبیین کند و خود در رأس حکومت قرار گیرد تا آن قوانین تبیین شده بدون هیچ کم و کاستی اجرا شود. حال که وظیفه امام این است عدم حضور ایشان غیر قابل قبول به نظر می رسد. بنابراین حضور امام هم، وظیفه و تکلیف است بلکه مقدمه تکلیف است. پس همانگونه که تکلیف واجب است مقدمه آن نیز عقلا لازم است. از طرفی خداوند از نصب چنین مقامی غرض و هدفی داشته است که بدون حضور امام این هدف محقق نمی شود. 

برای پاسخ این پرسش باید جنین گفت: اولا: آیا مسأله هدایت بشر تکلیف بدون قید و شرط و همیشگی امام است؟ یعنی تکلیفی است که در هر شرایطی باید باشد و یا اینکه هدایت زمانی به عهده ایشان است که شرایط لازم موجود باشد. مثلا یکی از شرایط تکلیف قدرت است. هر مکلفی اگر قدرت بر انجام تکلیف نداشته باشد، تکلیف از او ساقط است زیرا عقلا صحیح نیست خداوند انسان را تکلیف به عملی کند که قادر بر انجام آن نیست و این کلام خود خدا در قرآن است که:لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ خداوند هیچ كس را، جز به اندازه تواناییش، تكلیف نمى‏كند. (1)

بنابراین تکلیف هدایت انسانها هر چند به عهده امام است ولی باید شرایط آن نیز موجود باشد در غیر این صورت تکلیفی ساقط خواهد شد و یا اینکه گاهی مانعی وجود دارد که نمی گذارد امام مردم را هدایت کند. «شیخ طوسى (در كتاب غیبت) می نویسد: هیچ علتى مانع از ظهور آن حضرت نیست جز این كه مى‏ترسد كشته شود. زیرا اگر جز این بود، جایز نبود كه پنهان شود. بلكه ظاهر مى‏گشت و هر گونه ناراحتى و آزارى را محتمل می شد. زیرا مقام رفیع ائمه و همچنین انبیاء عظام و بزرگوارى آنها، بواسطه ناملایماتى بود كه در راه دین خدا متحمل می گشتند.» (2)

موانع هدایت

ما قائلیم که از طرف امام هم شرائط موجود است و هم مانعی نیست یعنی از طرف امام برای هدایت بشر مشکلی وجود ندارد اما از طرف انسانها وجود دارد. ممکن است آن کسانی که امام قصد هدایتشان را دارد خود مانع هدایت باشند و با گناهانی که مرتکب شدند باعث غیبت امام شده اند. قرآن می فرماید: «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ‏ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً .» و آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست.(3)

و ممکن است انسانهای دیگر به انگیزه های مختلف از جمله منافع شخصی مانع هدایت مردم می شوند. باز قرآن می فرماید: «الَّذینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ وَ یَصُدُّونَ‏ عَنْ سَبیلِ اللهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ فی‏ ضَلالٍ بَعیدٍ»؛ همانها كه زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى‏دهند؛ و (مردم را) از راه خدا باز مى‏دارند؛ و مى‏خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آنها در گمراهى دورى هستند.(4) در جایی دیگر می فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ فساد، در خشكى و دریا بخاطر كارهایى كه مردم انجام داده‏اند آشكار شده است؛ خدا مى‏خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید(بسوى حق) بازگردند!(5)


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام زمان (عج)،
[ یکشنبه 24 بهمن 1389 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ Reza Siyadati ]
درباره وبلاگ

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِکَ
(التماس دعا)
دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست
لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
توآشناترینی و غربت نصیب توست !
دعای امام رضا برای فرزندش مهدی:
بارالها
اورا قائم منتظر قرار ده و او را با یاری قدرتمند و پیروزی نزدیک توانا کن،و او را وارث غرب و شرق جهان که برکتشان دادی قرار ده سنت پیامبرت را به او زنده کن تا هیچ حقی را به خاطر ترس از مخلوقی پنهان ندارد.یاورش را نیرو ده،ودشمنش را خوار،و هرکه با او بستیزد و مکر کند نابودکن
با سلام خدمت دوستان وهمراهان عزیزخوش آمدید.
از شما همراهان ودوستان خوب وشیفته آقا امام رضا خواهشمندم با ارائه نظرات خود مرا در رفع عیوب این وبلاگ یاری کنید.
لینکستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic